تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


نامه ی 4  

ماه من.....
سلام به یار مهربون
منم همون نامهربون
امشب هواتو کردم
تو اسمون پیدات کردم
ماه من اون بالا چرا؟؟
تو اسمون شب چرا؟؟
مگه جات تو قلبم نبود؟
چی شد شدی ماه اسمون؟
اینجا هوا گرمه عزیز
داغ رفتنتو روم نریز
تو هم نامهربونی
از دلم چی میدونی؟
فدای چشمات ماه من
بی خیال دردا ماه من
مهم اینه تو هستی
بالای سرم نشستی
راستی ستاره ها فدات
اشکای حیرونم فدات
منم دارم میام بالا
جز همون ستاره ها
 

ادامه مطلب  

نامه ی پنجم  

 
دلم میخواد....
 
دلم میخواد ستاره ها اغاز ناممون باشن
برگه های نامه مونم جنس لباس شب باشن
دلم میخواد پنجره ها اغاز راهمون باشن
کبوتر ها بهانه ای برای دیدار ها باشند
 
دلم میخواد صدای تو اواز هر بلبل باشه
دستای مهربون تو گرمی اسمون باشه
دلم میخواد صدای ابر صدای خندهات باشه
چشمای نازنین تو همرنگ اسمون باشه
 
دلم میخواد شبا خواب نگاتو ببینم
به جای هر نقاشی عکس تو رو من ببینم
دلم میخواد اتاق من جای قدم هایت باشه
روتختی قرمز من هم عطر خنده هات باش

ادامه مطلب  

امروز  

خب از امروز بگم که روز خوبی بود و فوق العاده سردددددددددد
+از اونجایی که فردا تولد بابام بود و یادم بود و مهم تر از اون با وجود اینکه دل خوشی ازش ندارم دلم نمی خواست تفاوت بین مامانمو بابام گذاشته باشم و گفتم شاید دلش بشکنه رفتم و یه شاخه گل براش از راه برگشت دانشگام خریدم و وقتی رسیدم خونه بهش دادم که خیلی خوشحال شد...وخب چرا منم از خوشحالیش خوشحال شدم...
و امروز یه اتفاق جالب که افتاد این بود که توی ایستگاه که ایستاده بودم دیدم اسمون فوق العاده

ادامه مطلب  

 

امروز دنبال دکتر و ازمایشگاه و... بودم  وقتی برا همسرجان توضیح دادم که بخاطر نوبت گرفتن سونوگرافی و ازمایشگاه به دلیل یکطرفه بودن خیابون مجبور شدم کلی پیاده روی کنم ،فقط لب و لوچه ش رو آویزون کرد و با اخم یه نگاه طلبکارانه بهم کرد البته من که اخلاقش رو می دونم زیاد به روی مبارک نیوردم . هر وقت این عکس العملای نابجا و زشت رو توی رفتاراش می بینم ناخوداگاه یاد زمانی می افتم که ناگهان اسمون رعد و برق می زنه و یه بارون تند همه جا رو خیس می کنه، با خود

ادامه مطلب  

زیر آسمون این شهر  

الان که این پست رو مینویسم زیر یک اسمون پر ستاره دراز کشیدم

ادامه مطلب  

 

بازمـْ اومدنـْ اَبرایـِ تیرهـْ
غروبیـْ کـِ نفسـْ گیرهـْ
خبر میـارهـْ پاییزهـْ
دلـ ـ ـ ـم میـگیرهـْ
.........................
منـْ نتونسَمـْ دوومـْ بیـارمـْ بیـْ توْ ...
.........................
مثلا اسمون به زمین میاد اگه یه پیام بدی الان؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم برات تنگ شده پسر

ادامه مطلب  

متن اهنگ پرنده های قفسی از قمیشی  

پرنده های قفسی
عادت دارن به بی کسی
عمرشون رو بی هم نفس کز میکنن کنج قفس
...
نمی دونن سفر چیه
عاشق در به در کیه
هر کی بریزه شاهدونه
فکر میکنن خداشونه
....
یه عمره بی حبیبم
با اسمون غریبم
این همه نعمت اما
همیشه بی نصیبم
...
تو اسمون ندیدن
خورشید چه نوری داره
چشمه کوه مشرق چه راه دوری داره
...
چه میدونن به چی میگن ستاره
دنیا کی ها بهاره
چه میدونن عاشق میشه چه اسون پرنده زیر بارون
..
پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی
 

ادامه مطلب  

317.  

عارع دلِ من پر شده از بس ک اینجا گرفتس
چرا اولِ غروب ستاره اومده تو اسمون لعنتی تا ع همین الان دردا بیان سراغت
چرا باید تو هم حتی نتونی امرو منو آروم کنی
لعنتی...حس میکنم هیچ هدفی واس من وجود نداره
و چرا من انق نا امید شدم لعنتی؟

ادامه مطلب  

برف  

آرزو دارم الان شال و کلاه ب سر با چکمه
یه جای برفی باشم یه جای وحشتناک سرد
درست مث تو فیلما ک از زمین و اسمون برف بیاد
یه فانوس دست بگیرم وسط برفا راه برم
از اون دور دورام صدای گرگ بیاد یکم بترسم
واقعن دلم غش میره واسه بودن تو اینجور صحنه ای
 
 
بقول شیرازیا :مو دلوم برف موخاد

ادامه مطلب  

165  

 
امروز فرشته ها یونولیت برمیداشتن رو دیوار خونه های اسمون میکشیدن دون دوناش میریخت زمین مردم میگفتن اخجون برف :) بیخیال بقیش واقعا...
پ.ن:یادم نره با آذی از رو نرفتیم تواون حجم کم برفی که نشسته بودم رفتیم بازی.یا اون پسره تو دانشگاه وقتی سرم پایین بود بجا رفیقش گلولش خورد به من :))
 

ادامه مطلب  

 

قبلنا ک میشه سه چار سال پیشاا وقتی شب میخوابیدم و صب بیدار میشدم وده بیست سانت برف رو زمین میدیدم کلی ذوق مرگ میشدم..الانا وقتی زمینه خیس از بارون میبینم خوشهال میشم...چم دونم شاید چن سال بعداا وقتی چن تا تیکه ابر تو اسمون دیدم لبخند زدم!!

ادامه مطلب  

وسط پاییز  

پاییز به نیمه رسید و جوجه های زبادی برام نمونده. پاییز با تغییرات زیادش ما رو دچار چنان رنگ های تند و اتشینی کرد که تمام ابی اسمون هم نمیتونه سردمون کنه . پاییز با هوای گرم و ابان بی اب دیگه نوبر نیست . عادتیه بر تغییری ناگزیر
تولد ابانی ها مبارک

ادامه مطلب  

دقایقی ارامش  

تو اتاق  تاریک تکیه دادم به تخت و روبه روم اسمون تاریک روشنه وابران لیوان چایی و کاکائوم کنارمه سالار عقیلی مرا رها مکن زمزمه میکنه و من باهمه این دوست داشتنی هام ارامش میگیرم
و زندگی گاهی همین ارامش ا و علاقه مندی های کوچیک ومهمه

ادامه مطلب  

جن فرشته بهشت جهنم ...  

خوبببینید .در مورد موجودات فرازمینی (فضایی) که شکی ندارید؟بارها سفینه هاشون دیده شده و مستنداتی مبنی برذوجودشون هست.من بگم چی فکر میکنم؟قدیمتر ها که دنیا تا این حد پیشرفته نبود. فصایی ها میومدن میرفتن.اونهایی که در اسمان دیده میشد با نام فرشته.و اونهایی که  تو زمین جن.بعد دیدن ااا اینا میرن تو.اسمون و.دور میشن.گفتن پس بهشت و.جهنم و دنیای دیگه ای هست...شما چرا موقع دعا به اسمان نگاه میکنی؟از قدیم رواج یاف

ادامه مطلب  

شعر : فال  

تو رویای تو گم شدم     تو اسمون خیالت پر زدم
مثل یه پرنده شوق پرواز داشتم   به تو رسیدن رو رویا نمیدونستم
نگاهی به این تقویم میکنم          روز دیدار ما نزدیکه
فنجون قهوه ام تلخه                  ولی با لبخند تو شیرین میشه
اگه اون شب بارونی                 زیر چتر نگاهت گم نمیشدم
شاید مثل شعله اتیش                 به پای عشقت نمی سوختم
پر از تردید و دلداگی ام              من با تو عشق رو فهمیدم
تو رویای تو گم شدم                  تو اسمون خیالت پر زدم
به تو رس

ادامه مطلب  

 

امشب...مست بودم...فقط اشك می ریختم...به مانیتور نگاه میكردم و لذت میبردم..بعضی از زن ها نمی دونم به چه امیدی ازدواج میكنن یا مردی رو انتخاب میكنن ،اما من باز به جمله ی مامان ایمان اوردم"مردِ خوبه كه می تونه یه دختر رو به عرش اسمون برسونه "...همیشه واسم مهم بود كه مرد زندگی من شل نباشه ،از اینایی كه تا بهشون میگی فلان كارو بكن كاملا ماست بازی در میارن،مرد باید اونقدر همه فن حریف باشه كه یه دختر بدونه توو هیچ جای دنیا هیچ چیز و هیچ كس جز مرد خودش نمیتو

ادامه مطلب  

شله زرد نذری  

همخونه ای هام و دوست دارم . خوبن . ولی دوست نداشتم همخونه ای هام اینجوری باشن راستش. فقط همخونه ن ، دوست نمی تونن باشن . خوب سر کار میرن و دغدغه های خودشون و دارن . من دلم میخواست دانشجو باشن و با هم فان داشته باشیم و یه کم قاتی زندگی خارجی بشم و با استایل خارجی اشنا بشم . غذا خوردنشون ، مهمونی هاشون، شب های تعطیل بیدار بودن هاشون ، شیطنت هاشون . ولی خوب اصلا جو خونه اینجوری نیست!
ولی خیلی دوست داشتنی هستن . من دیشب خونه نیومدم و خونه دوستم موندم امر

ادامه مطلب  

زیره اسمون شهر  

 
+واسه چی اینکارو میکنی؟
_همینطوری
+همینطوری مگه میشه؟!به خاطره پول؟
_نه...
+پ چی؟!
_میدونی...براینکه شب تا صب گریه نکنم...سرم گرم باشه...یادم نیاد
تو چه اشغالدونی زندگی میکنم...حداقل برا چندساعت...!
پ.ن✔خدایا یه نگا بندازی پایین بدنیستا...
کامنتا بعدا حوصله ندارم...
پستم هرکی نفهمید بیخال شه چون توضی نمیدم

ادامه مطلب  

نامه ی اول  

سلام
امروز یک باد پاییزی وزید نمیدونم بوی زردی برگ ها را اورد یا بوی غم دل ها را ولی بوی خیلی اشنایی بود.
نمیدونم حکایت این فصل چیه بد قاطی شده سیاهی محرم با اسمون ابری و باد های شدید و خش خش برگ ها.
اخه این همه غم در این فصل؟؟؟
درسته من از جنس بهارم درسته که پاییز اصلا برام قشنگ نیست ولی غروبای این فصل همه باور هارو عوض میکنه.
غروباش بوی تنهایی داره بوی انتظار و بوی یک صبر بی پایان چه عجیبه که این فصل با من هم درده.
اره من از جنس بهارم ولی انگار پا

ادامه مطلب  

 

بعضی روزا و بعضی ساعتا همین طور محو میشی توی اسمون و با خدا میگی خدایا کجای این ماجرا ها قراره اتفاق بیوفته؟؟؟
میگم خدایا حکمتتو واقعا درک نمیکنیم ما خودت همه حال و احوال و خوب کنه...
بعضی وقتا عجیب دلم هوس خیلی کارایی که نکردم میکنه...
میشینم کلی برنامه میریزم و بعدش میگم خب اخرش چی؟؟؟اما با خودم میگم تو همین ها رو انجام بده ...شاید با انجام شدنش حالت هم خوب بشه..
خدایا شکرت بابت تمام داده و ندادت ...همیشه عاشقتم

ادامه مطلب  

تکرار آرزو  

دوباره پائیز  
دوباره هجوم خاطرات 
دوباره تکرار آرزوهای تاریخ گذشته ...
مگه میشه به اسمون نگاه نکرد
مگه میشه چشما رو نبست و آرزویی نکرد
آرزوهای دور افتاده ، دور مانده، زیر پا له شده ...
پاییز همیشه فصل سرد زندگیست
بدون هیچ دلگرمی
 
 
 
+ پاییزم اومد رفیق ...
_ اوهوم ، اومد
+ میای یه آرزو کنیم ؟
_ چه آرزویی رفیق ؟
+ خیلی وقته آرزوی تازه ای ندارم ، تکرار آرزوهای فصل های قبل
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

تجربه ثابت کرده هیچوقت نباید تو این زمینه با افراد خیلی صمیمی سد باید با همه در ی سطح رفتار کرد 
قضیه از این قراره با اومدن این طرح تهوع برا قسمت دندانپزشکی در روستاها خم خدمات دندانپزشکی عز قبیل ترمیم و......  ارایه میشود پ البته ناگفته نماید این تهوع با اون تهوع که برا پزشک خانواده گذاشتن زمین تا اسمون فرق داره چون اینجا دبگه دندانپزشک طرحی بدبخت هیچی نداره فقط ی مقدار که من الان خجالت میکشم بگم له حقوقطرحش اضافه میشود که اونم به راحتی توسط

ادامه مطلب  

حرف بزنیم ؟  

یکی بیاد حرف بزنیم .
از هر دری بگیم.
اون نق بزنه من گوش کنم .من غر بزنم او گوش کنه.
دلمون رو خالی کنیم از هر چی دلتنگی و دلواپسی و حرف بیخود وباخود .
حرفهای دخترونه.رازهای نگفته.حتی شده خودمون رو لو بدیم .هان؟
با هم چای بخوریم از ارزوهامون بگیم.از نشدنها .از نرسیدنها.
از این روزهای پاییزی.
از این شنبه ی شبیه جمعه.
از ادمهای دور برمون سراغ بگیری.
فلانی چی شد.فلانی کجا رفت.یادش بخیر بگیم.از بچه گیها بگیم.هان؟
به اندازه همه ی سکوتهامون حرف بزنیم.
گریه ک

ادامه مطلب  

 

چقدر ناامیدی
الان نشستم روی زمین و از لای پنجره ی نیمه بازم گهگاهی به اسمون سفید مایل به خاکستری سرکی میکشم
از این هوا بدم میاد
از این روزا بیشتر
دیگه ارزو نمیکنم
هی باخودم میام بگم کاش حالا اینطوری بشه ولی بعد حس میکنم قلبم داره اب میشه
نمیشه دیگه نمیشه
من کیم اینجا چیکار دارم چه بلایی قرار سرم بیاد
ایندم چیه
دیگه درستم میشه؟
دیگه امید بهم برمیگرده؟
چیگار باید بکنم؟
چه گناهایی کردم؟
خدا منو دوست داره؟
من چی میشم بالاخره؟
این همه سوال...
چشما

ادامه مطلب  

تولدی که مبارک نمیشود بی تو...  

 
تمام روز را با شوق شنیدن تبریکی از تو گذراندم . اما افسوس ... افسوس که تو حتی لحظه ای بیاد من نبودی ... حتی امروز برایت آشنا نبود ... آری امروز تولدم بود ... پیارسال امروزش را یادت می آید ؟! تمام لحظاتش خوب در ذهنم است ....
فاصله ی تولدت با تولدم چند ماهه که میگذره ولی به اندازه ی یه قرن گذشت...خیلی سخته اینکه شب تولدت منتظر باشی تا عزیزترین ادمای زندگیت بهت تبریک بگن و بدونی که انقد براشون مهمی که شب تولدت رو فراموش نکردن...
اما امسال شب تولدم خیلی غریب

ادامه مطلب  

2#-برف  

اووووووه بازم صدای الارم...بدون اینکه فک کنم واس چی داره زنگ می خوره چشمامو  میبندم...ساعت هفته،به عادت هر پنج شنبه به این فکرمی کنم چی میشه اگه امروز نرم..یه صبح بخیر به نگهبانو باد یخی که به صورتم می خوره.دونه های سفید برف تو هوا سر در گمن انگار قصد نشستن ندارن..مستقیم...
هر چی خیابونا سفید تر میشن حالم بهتر میشه هرچقدر هم که فکر کنم دیشب یخ زدم نتونستم بخوابم دلتنگم ولی مگه میشه برف باشه و من بدون لبخند...
پسرک خیلی دلم میخواست این روزا باشی پیش

ادامه مطلب  

 

قبلنا عاشق شب بودم
دوست داشتم زود غروب شه 
اسمون پرستاره رو ببینم یا ابرهای سیاه ک شبو ابری کرده
ولی الان فقط از شیش و نیم صب که بیدار میشم تا شیش عصر فقط
یکم تحمل دارم که نرم سراغ پی ویش و پی ام ندم
و شاید اینکه مثلا از 12 ساعت 11 ساعت بهش فک کنم!
به شیش عصر و تاریکی که میرسه غم دنیا میاد رو قلبه من میشینه
و دردا شروع میشه
مرور کردنا
خیالبافیا
دیگه از شب میترسم از تاریکی هوا میترسم
از هوای ابری که عاشقشم میترسم
حتی از نت اومدن هم میترسم!
که همش به ت

ادامه مطلب  

 

قبلنا عاشق شب بودم
دوست داشتم زود غروب شه 
اسمون پرستاره رو ببینم یا ابرهای سیاه ک شبو ابری کرده
ولی الان فقط از شیش و نیم صب که بیدار میشم تا شیش عصر فقط
یکم تحمل دارم که نرم سراغ پی ویش و پی ام ندم
و شاید اینکه مثلا از 12 ساعت 1 ساعت بهش فک کنم!
به شیش عصر و تاریکی که میرسه غم دنیا میاد رو قلبه من میشینه
و دردا شروع میشه
مرور کردنا
خیالبافیا
دیگه از شب میترسم از تاریکی هوا میترسم
از هوای ابری که عاشقشم میترسم
حتی از نت اومدن هم میترسم!
که همش به تو

ادامه مطلب  

یه روز خوب میاد  

بزار اینو همه بدونن مریم.یه روزی روی این دنیای نامرد با این ادمای نامرد رو کم میکنم.بزار اون روز برسه مریم.روزی که هیچکس میگه یه روز خوب میاد.اره مریم روز من و تو هم میاد.یه روزی بیاد که با این ادمای نامرد با این نامرد کاری بکنم که از اسمون میارمشون زمین.همه ادعا هاشونو همه قمپز هایی که میدن رو به اندازه یه پاپاسی ارزش نداشته باشن .کاری میکنم با تمام ادعاهاشون هر روز بیان کفشمو لیس بزنن.بزار اون روز بیاد مریم .اون روز میخوام وقتی دست دنیامو گرف

ادامه مطلب  

پر از دلتنگیم امشب...  

 
پر از دلتنگی ام و پناه اوردم به مرور خاطرات...
دلم از دلتنگی فشرده میشه به یاد میارم همه ی اون روزای خوب و..
اومدم همون پارکی که هربار دلم میگرفت میومدم، به یاد اون شبایی که میومدم و رو به اسمون به خدا التماس میکردم و از شدت دلتنگی اشکام سرازیر میشد....
دلم تنگه بر اون روزا...سرمو بلند کردم رو به آسمون مث همیشه به خدا پناه اوردم...
چقد غریبم!دلم پراز غمه ولی حتی نمیتونم با کسی دردودل کنم تا کمی دلم آروم شه...
یاد اون روزا بخیر که تا دلم میگرفت مریم اغ

ادامه مطلب  

دیشب چه شب زیبایی بود،پست آخر  

سلام
خوبید؟خوشید؟
من خوبم عالی هستم
دیشب چ شب زیبای بود25 برج 4 شیرین با عشقش را عقد کردن
دیشب اسمون چ زیبا بود خیلی بخدا زیبا بود منم برا خوشبختی ابجی شیرین و دادش گلموحید جون ب رسمت عادت زیارت عاشورا خوندم و نماز برای خوشبختی این دو زوج گل
منم با عشقم کلی حال میکنم عشق زمینی من اربام حسینه عشق اسمانی من خدااااا
بازم از این وبلاک این ازدواج را تبریک میگم
میگن موقع عقد دعا عروس داما میگیره برا من دعا کردی ممنونتم
 

ادامه مطلب  

متن اهنگ دوست داشتم از محسن چاووشی  

تو این فکر بودم 
که با هر بهونه 
یه بار اسمون رو بیارم توخونه
حواسم نبود که
به تو فکر کردن خود اسمونه
تو دنیای سردم به تو فکر کردم
که عطرت بیادو بپیچه تو باغچه
بیایو بخندی تا باز خندهاتو مثل شمدونی بزارم رو طاقچه
به تو فکر کردم
به تو
اره 
اره
به تو فکر کردم که بارون بباره
به تو فکر کردم 
دوباره
دوباره
به تو فکر کردن عجب حالی داره
تو و خواب و گلدون که قوم و خویشید
من و باد و بارون رفیق صمیمی
از این برکه باید یه دریا بسازیم
یه دریا به عمق یه عشق قدی

ادامه مطلب  

 

 


1
عزیز فاطمه نور دو عینم   حسینم وا حسینم وا حسینم  2
 
سره غرفه بخون خواخر بمیره       برار قران بخون خواخر بمیره 2
 
تره من کمه از محمل نظاره         ته سر بالای نیزه ماه پاره
 
غروب وقط اذون شام ستاره       سوزنه اسمون خواخر بمیره
 
               برار قران بخون خواخر بمیره 2
 
مه زخم دل برار بهیه ناسور       مره نیه گمون بوینم اینجور
 
تن بی سر تن بی سترو کافور     میون خاک و خون خواخر بمیره
 
                   برار قران بخون خواخر بم

ادامه مطلب  

داستان دنباله دار يكي بود كه ديگه نبود2  

پاییز مثل همیشه از راه رسیده بود و من مثل همیشه اماده رفتن به مدرسه بودم...
كلاس اول راهنمایی...
حس درونیمو نمیتونستم درك كنم...یك طرف شوق...یك طرف ترس..و یك سمت هیجان
آخه امسال اولین سالی بود كه شهر محل زندگیمونو عوض كرده بودیم
اومده بودیم یه شهر دیگه...شهری كه همه جاش بوی غربت میداد
شهری كه اسمون گرفته اش تو پاییز عین دل من دمدمی مزاج بود و هر لحظه میل باریدن داشت
من از محل قدیممون و دوستام و همبازیها و هم مدرسه ای هام جدا شده بودم و قدم به شهری گذا

ادامه مطلب  

برای پسرم  

می گن تو شیر مادر هر ماده ای که برای بچه  لازمه  وجودداره ..می گن کلی پروتعین داره ..باعث رشدش می شه .باعث کوفت و زهر مار می شه ..دروغ می گن مامان جان ..اگه تو شیر مامانا دو قطره عشق بود این قدر آدم هانمی شکستن ..
پسرم می خوام بهت بگم ی چیزهای هست که  باید زن باشی تا بفهمی ..باید زن باشی بهفمی که وقتی چشماتون باز می کنی دوست دارین اولین صبح بخیر زندگیتو از عشقت بشنوی ..از کسی که دلیل باز شدنه چشمات حالا عقل مردانه چه راحت می گه خواب موندم ..ترافیک بود ..د

ادامه مطلب  

تایرد............  

بالاخره از دست این استراتژی ها ی لعنتی خلاص شدم همین الان......
یک ماهی هست سرشون نشستم و باهاشون دارم کلنجار میرم.........
میدونستم تموم میشه ولی نه اینقد دیر.............
این ترم خیلی کارا سخت شده ولی خب خداروشکر خدا کمکم میکنه 
تازه بهتره بگم بهترین پوان این ترمو کاراش خوب شدن سرعت تایپمه که حتی تو تاریکیم الان دارم با سرعت بنز تایپ میکنم
خب از اینا که بگذرم اومده بودم در مورد تصمیمی که خیلی وقته یا شاید بهتره بگم خیلی ساله تو ذهنمه و کم کم دارم عملیش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1