تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


نسيم سحر  

ای نسيم ارام سحر،بنگر عاقبت اسیری در این زندان شدمتا ابد محكوم به مدارا كردن با چترم زیر نم نم باران شدمبیاور بار دیگر نزد من عطر گیسوی ان گل خوش بو رامن در حسرت دیدار ان مه زیبارو محو تماشای اسمان شدملبخند زیبای او را دیدم از دور و دل ناگهان بی تاب  شد وبا این لبخند زیبای یار،من بی نیاز از درمان طبیبان شدماو مرا نمی خواهد و برای من قابل درك است دلیل این بیزاریاو اقیانوس است و من كویری در تمنای قطره ای باران شدمبخوان از چشم های لال من این بار ا

ادامه مطلب  

در وا شد و پاشيد نسيم هيجانش ...  

در وا شد و پاشید نسيم هیجانشتا نبض مرا تند کند با ضربانشتقویم ورق خورد و کسی از سفر آمدتا دامنه ها برد مرا نام ونشانشپیشانی او روشنی آینه و آببوی نفس باغچه می داد دهانشهر صبح، امید همهء چلچله ها بودگندم گندم سفرهءدستان جوانشبا اینهمه انگار غمی داشت که می ریختاز زاویهء تند نگاه نگرانشیک زلزلهء سخت تکانیش نمیدادیک شعر ولی زلزله میریخت به جانشانگار دو دل بود همانطور که«سارای»بین «اَرس» وحشی وجبر«سبلانش»طوفان شد و من برگ شدم رفتم ورفتیمافتا

ادامه مطلب  

هرگز!!  

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی آن عشق می پاید که ناگفته می ماند زیرا این نسيم لطیف و مهربان خوشتر که خاموش و نامرئی بگذرد من از عشق خویش با معشوق سخن گفتم و راز دل آشکار کردم اما او سرد و لرزان، و هراسناک و پریشان، مرا رها کرد و برفت دیری نپایید که رونده ای از راه رسید خاموش و نامرئی و همچون نسيم و او را با یک آه در ربود و ببرد...

ادامه مطلب  

هرگز!!  

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی آن عشق می پاید که ناگفته می ماند زیرا این نسيم لطیف و مهربان خوشتر که خاموش و نامرئی بگذرد من از عشق خویش با معشوق سخن گفتم و راز دل آشکار کردم اما او سرد و لرزان، و هراسناک و پریشان، مرا رها کرد و برفت دیری نپایید که رونده ای از راه رسید خاموش و نامرئی و همچون نسيم و او را با یک آه در ربود و ببرد...

ادامه مطلب  

آکورد حریق سبز ابی  

دوستای گستاریستم امروز تولدمه و به مناسبت تولدم این آهنگ بسیار زیبا از ابی تقدیم به شما.
ریتم:4/4
G.........................A................Bm
 بیا کنارم سرو ناز بی تاب بیا کنارم زیر طاق مهتاب 
........................Gb....................G.......A
عطش ببازیم به نسيم دریا غزل برقصیم تا طلوع فردا
G...............................A...................Bm
بیا کنارم ساقه ی بهاره رو فرش برگ و پولک ستاره 
.............................Gb....................G........A
خمار شعرم می شکنه پیش تو عجب شرابی نفس تو داره 
Bm..A.G..............A..........Bm..........A
گل بهارم

ادامه مطلب  

شعر قرآن  

نسيم کوی جانان است قرآن.                         شمیم عطررحمان است قرآن
 
 بودروشنگرراه سعادت.                                چوخورشیدفروزان است قرآن.                           به گلزارش،خزان راهی ندارد.                      بهاران دربهاران است قران.

ادامه مطلب  

 

 

کاهش جان من این شعر من است آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشیراستی شعر مرا می خوانی ؟نه ، دریغا ، هرگزباورم نیست که خواننده ی شعرم باشیکاشکی شعر مرا می خواندی بی تو من چیستم ؟ ابر اندوه بی تو سرگردانتر ، از پژواکم در کوه گرد بادم در دشت برگ پاییزم ، در پنجه ی باد بی تو سرگردانتر از نسيم سحرم از نسيم سحر سرگردانبی سرو سامان بی تو - اشکم دردم آهمآشیان برده ز یاد مرغ درمانده به شب گمراهم بی تو خاکستر سردم ، خاموشنتپد دیگر در سینه ی من

ادامه مطلب  

غزل : بهتر از ملك سليمان  

ای غزل تا تو رفیقی غم دوران هیچ است ترس از وسوسه و حیله شیطان هیچ است همنشین تو به از ملک سلیمان دارد غبطه بر جایگه و ملک سلیمان هیچ است بهترین هدیه روح القدسی به ز تو کیست ؟ هر کتابی که نباشد چو تو در آن هیچ است از نسيم تو شود روح به مانند بهار با وجود تو غم خار بیابان هیچ است تو طبیبی که شوم من ز تو آسوده روان درد هم گر نبرد راه به درمان هیچ است از خدا خواسته ام بی تو نباشم هرگز چون «ولی » بی تو به بستان و گلستان هیچ است 91/8/17ساعت 7/40

ادامه مطلب  

غزل : بهتر از ملك سليمان  

ای غزل تا تو رفیقی غم دوران هیچ است ترس از وسوسه و حیله شیطان هیچ است همنشین تو به از ملک سلیمان دارد غبطه بر جایگه و ملک سلیمان هیچ است بهترین هدیه روح القدسی به ز تو کیست ؟ هر کتابی که نباشد چو تو در آن هیچ است از نسيم تو شود روح به مانند بهار با وجود تو غم خار بیابان هیچ است تو طبیبی که شوم من ز تو آسوده روان درد هم گر نبرد راه به درمان هیچ است از خدا خواسته ام بی تو نباشم هرگز چون «ولی » بی تو به بستان و گلستان هیچ است 91/8/17ساعت 7/40

ادامه مطلب  

 

واژه‌هایم      گم‌شده‌اند            در هیاهوی عربده‌های دودآلود شهر غربت
وکلماتت    در انبوه عطرهای چویل              رقصنده چونان برگ‌های بلوط در نسيم بهار                                                    می‌درخشندلب‌هایت را   چشم‌هایت را         بلندای قدت را           که به اندازه‌اش بلای آسمانی آفریدند       بریز در کلمات           پروازشان بده                      دستان نوازش‌گر کلماتت را بر غبار چهره واژه‌هایم بکش و شادم کن      

ادامه مطلب  

در آسمان  

در آسمان نه عجب گربگفته حافظ         سرود زهره برقص آورد مسیحا را 
شرح بیت
جای تعجب نیست که غزلهای شیوا و دلنشین حافظ در دل آسمانها نفوذ کرده و ستاره زهره و شکوفه های طبیعت را به شور و نشاط و شوق واداشته و مسیحا نفسان با شنیدن غزلهای طرب انگیز خواجه شیراز همانند شکوفه درختان در اثر نسيم بهاری برقص آمده اند شعر نغز و نظم فرحبخش خواجه از قدرت والائی برخورداراست و تاثیر عمیقی در پیروان طریقت گذارده است بنابر این زهره را شاعر مظهر شادی و نشاط

ادامه مطلب  

22. سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند  

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند
چون ز نسيم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند
دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند کشته غمزه ی تو شد حـــافـــظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درک سخن نمی‌کند
 

ادامه مطلب  

در آسمان  

در آسمان نه عجب گربگفته حافظ         سرود زهره برقص آورد مسیحا را 
شرح بیت
جای تعجب نیست که غزلهای شیوا و دلنشین حافظ در دل آسمانها نفوذ کرده و ستاره زهره و شکوفه های طبیعت را به شور و نشاط و شوق واداشته و مسیحا نفسان با شنیدن غزلهای طرب انگیز خواجه شیراز همانند شکوفه درختان در اثر نسيم بهاری برقص آمده اند شعر نغز و نظم فرحبخش خواجه از قدرت والائی برخورداراست و تاثیر عمیقی در پیروان طریقت گذارده است بنابر این زهره را شاعر مظهر شادی و نشاط

ادامه مطلب  

.:: هَـــــواتـــــوُ ڪَـــــرْدَمْ::.  

شب بود و ماه بود و خیابان و ....کاش توباران و عطر چایی و ایوان و ....کاش توپاییز بود و عاشقی و شعر های منبوی دو سیب و قل قل قلیان و....کاش تورنگ سفید مهره ی شطرنج دست مناسب و رخ و پیاده ی میدان و....کاش توکارم شده ورق زدن خاطرات دوراشکی که میچکد سر مژگان و....کاش تودست و نوازش و گره ی باز روسریچشم و نگاه و خال زنخدان و....کاش تودامن هزار چین و غزل خوان و دلبریبزم شراب و موی پریشان و....کاش توباران ببار، بغض مرا تازه تر بکناین جا ،ز دوریت همه گریان و....کاش توص

ادامه مطلب  

 

ترس از مرگ ریشه تمام دیگر ترسهای ماست و مرگ همه جا را فراگرفته. هرگاه مرگ كسی را می بینیم، مرگ خودمان را پیش چشم می آوریم. هرگز نپرس كه زنگ مرگ برای كه به صدا درمی آید. این زنگ همیشه برای تو به صدا درمی آید. مردم دوست ندارند درمورد مرگ گفتگو كنند. صحبت كردن درمورد مرگ مودبانه و ملاحظه گرانه پنداشته نمی شود، زیرا مرگ خود آنان را به یادشان می آورد كه همیشه چون شمشیرتیزی بالای سرشان آویزان است و هرلحظه ممكن است فرو افتد. كافیست نسيم كوچكی بوزد تا آ

ادامه مطلب  

 

اگر چه خلوت و باران مدام عالــی نیست
خیال خوب تو تا هست؛ پس خیالی نیست
 
کویرخیـز تبم، گــونه‌های من شور است
تو نیستی و فضای غزل شمالی نیست
 
گــم است وقت و تصاویر پیش رو مفقود
تمام خاطره‌ها هم همیشه عالی نیست
 
نپرس از من و حالـم، دروغ می‌شنوی:
"به غیر دوری لبخند تو، ملالی نیست!"
 
نشسته در ته فنجان قهـوه، راه، ولی
مسیر شهر تو در ابتدای فالی نیست
 
هوای حوصله از داغ سینه سوزان است
نسيم پیرهن یوسف این حوالــی نیست.......

ادامه مطلب  

 

اگر چه خلوت و باران مدام عالــی نیست
خیال خوب تو تا هست؛ پس خیالی نیست
 
کویرخیـز تبم، گــونه‌های من شور است
تو نیستی و فضای غزل شمالی نیست
 
گــم است وقت و تصاویر پیش رو مفقود
تمام خاطره‌ها هم همیشه عالی نیست
 
نپرس از من و حالـم، دروغ می‌شنوی:
"به غیر دوری لبخند تو، ملالی نیست!"
 
نشسته در ته فنجان قهـوه، راه، ولی
مسیر شهر تو در ابتدای فالی نیست
 
هوای حوصله از داغ سینه سوزان است
نسيم پیرهن یوسف این حوالــی نیست.......

ادامه مطلب  

کاش می دانستی  

کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هرروز
کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده
کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته
کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدم هایت
گرمی نفسهایت
مهربانی صدایت تنگ شده
کاش می دانستی چقدر دلواپس توام
کاش می دانستی چقدر تنهام
چقدر خستم
و چقدر به حضور سبزت محتاجم
من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام
یک شعر پر غلط
یک پرنده بی آسمان
یک نسيم سرگردان
یک رویای ناتمام...

ادامه مطلب  

rainy day  

 
گاهی از زمین و زمان دلگیر می شوم و دوس دارم که پر بزنم و بالا بروم
تا انجا که نسيم خوش آزادی تمام هوا را پر کند و حس رهایی تمام وجودم را پر کند
باران می بارد
باران مهربانانه بر زمین می بارد
بابان سخاوتمندانه بر زمین می بارد
باران بی وقفه بر زمین می بارد
باران می بارد
خدایا تو را سپاس ،بی وقفه تو را سپاس...
 
 

ادامه مطلب  

برای پدرم..  

باز نشسته‌ام همانجا که سالها قبل تکیه داده بودی به دیوارش. آوار خاطرات روزهای سرد گذشته روی دوشم سنگینی می‌کند. سردی روزهای دوری از تو را تشنگی این روزهایم گرم می‌کند. کسی می‌گفت بهار که بیاید باز گل می‌کنی، سبز می‌شوی و دست‌هایت از زیر سردی سنگ‌های خانه ابدی‌ات گل خواهد کرد. من هنوز مات چشم‌های مهربان توام، طوفان نبودنت کشتی وجودم را به صخره‌های دلتنگی می‌کوبد.. ای کاش خنکای نگاهت را نسيم به دهلیز آتش گرفته دلم می‌انداخت...

ادامه مطلب  

فال حافظ يلدايم  

نفس بر امد و كام از تو برنمیاید     فغان كه بخت من ازخواب در نمیاید
صبا بچشم من انداخت خاكی از كویش   كه اب زندگیم در نظر نمیاید
قد بلندت تو را تا ببر نمیگیرم       درخت كام و مرادم ببر نمیاید
مگر بردی دلارای یار ما ورنی       به هیچ وجه دگر كار بر نمی اید
مقیم زلف تو شد دل كه خوش سوادی دهد.   وزان غریب بلاكش خبر نمیاید
زشست صدق گشادم هزار تیر تیر دعا   وای چه شود یكی كارگر نمیاید
بسم حكایت دل هست با نسيم سحر  ولی با بخت من امشب سحر نمیاید
در این خیال

ادامه مطلب  

شعر حافظ  

ای نسيم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تـار است و ره وادی ایمـــن در پیش آتش طــور کـــجا موعــــد دیــدار کــــجاست هــر کــــه آمـــد به جهان نقش خرابـــــی دارد در خـــرابات بگــــویید کــــه هشیـــار کـــجاست آن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داند نکــــته‌ها هست بســـی محـــرم اســـرار کــجاست هـــــر ســــر مـــوی مــــرا بـا تـــو هـــزاران کــــار است مـــا کـــجاییـــم و مـــلامـــت گـــر بـ

ادامه مطلب  

آهای خبردار!  

آهای خبردار! مستی یا هشیار؟ خوابی یا بیدار؟
تو شب سیاه، تو شب تاریکاز چپ و از راست، از دور و نزدیکیه نفر داره جار می‌زنه، جار
آهای غمی کهمثل یه بختکرو سینه‌ی منشده‌ ای آواراز گلوی من دستاتو وردار
کوچه‌های شهرپًرِ ولگردهدل، پُرِ دردهشب، پر مرد و پر نامرده
توی کوچه‌هایه نسيم رفته پی ولگردی
توی باغچه‌هاپاییز اومده پی نامردی

ادامه مطلب  

آهای خبردار!  

آهای خبردار! مستی یا هشیار؟ خوابی یا بیدار؟
تو شب سیاه، تو شب تاریکاز چپ و از راست، از دور و نزدیکیه نفر داره جار می‌زنه، جار
آهای غمی کهمثل یه بختکرو سینه‌ی منشده‌ ای آواراز گلوی من دستاتو وردار
کوچه‌های شهرپًرِ ولگردهدل، پُرِ دردهشب، پر مرد و پر نامرده
توی کوچه‌هایه نسيم رفته پی ولگردی
توی باغچه‌هاپاییز اومده پی نامردی

ادامه مطلب  

بغض  

 
‌      
 
بغضم به فریادم برس آرام ویران میشوم
در این سرای بی کسی هر روز نالان میشوم
 
گفتم زمانی بگذرد دردم فروکش میکند
با هر ‌نسيم خاطره انگار طوفان میشوم
 
غربت ز هر دیوار و در صد حلقه بر در میزند
آخر شبی من بی خبر سر به بیابان میشوم
 
تا کی کنم پنهان زخلق این گریه های تلخ را
هر شب شبیه ابرها پنهانی گریان میشوم
 
آشوب میگیرد مرا وقتی کنارم نیستی
همچون سیه مویی ز باد هردم پریشان میشوم
 
یاد تو در آغوش من آتش به جانم میزند
اشکم چه رقصی میکند وقت

ادامه مطلب  

بغض  

 
‌      
 
بغضم به فریادم برس آرام ویران میشوم
در این سرای بی کسی هر روز نالان میشوم
 
گفتم زمانی بگذرد دردم فروکش میکند
با هر ‌نسيم خاطره انگار طوفان میشوم
 
غربت ز هر دیوار و در صد حلقه بر در میزند
آخر شبی من بی خبر سر به بیابان میشوم
 
تا کی کنم پنهان زخلق این گریه های تلخ را
هر شب شبیه ابرها پنهانی گریان میشوم
 
آشوب میگیرد مرا وقتی کنارم نیستی
همچون سیه مویی ز باد هردم پریشان میشوم
 
یاد تو در آغوش من آتش به جانم میزند
اشکم چه رقصی میکند وقت

ادامه مطلب  

 

مثلاً  رضوان میگه یهویی من دوتا خواهر دارم که فاطمه ن.  . یکیش تویی.  . .
مثلاً توی ِ کارآموزی دست میندازم دور ِ گردن ِ عفاف وقتی دارم اذیتش میکنم  . . میگه خیلی دوسِت دارم فاطی! 
میخندم ُ میگم منم خیلی دوسِت دارم خله!  
یا نسيم دلش میخواد دوتایی تنهایی بریم خیابون گردی ُ خرید!  
وقتی چن تا دیگه از بچه ها که اتفاقن هم گروه ُ هم اتاقش هستن  میگن ما هم چهارشنبه باهاتون میایم.  . نسيم امروز به جای ِ چهارشنبه یهویی و 

ادامه مطلب  

 

مثلاً  رضوان میگه یهویی من دوتا خواهر دارم که فاطمه ن.  . یکیش تویی.  . .
مثلاً توی ِ کارآموزی دست میندازم دور ِ گردن ِ عفاف وقتی دارم اذیتش میکنم  . . میگه خیلی دوسِت دارم فاطی! 
میخندم ُ میگم منم خیلی دوسِت دارم خله!  
یا نسيم دلش میخواد دوتایی تنهایی بریم خیابون گردی ُ خرید!  
وقتی چن تا دیگه از بچه ها که اتفاقن هم گروه ُ هم اتاقش هستن  میگن ما هم چهارشنبه باهاتون میایم.  . نسيم امروز به جای ِ چهارشنبه یهویی و 

ادامه مطلب  

شمع طرب  

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
همچو نسيم از این چمن پای برون کشیده‌ام
شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد
گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام
تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام
چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام
 
شعر:رهی معیری
ای

ادامه مطلب  

شمع طرب  

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
همچو نسيم از این چمن پای برون کشیده‌ام
شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد
گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام
تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام
چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام
 
شعر:رهی معیری
ای

ادامه مطلب  

۳+۱  

یه نکته‌ی جالبی که نیکلاس نسيم طالب تو کتاب معروفش، قوی سیاه، میگه اینه که بعد از هر سه سال کار، یک سال رو به استراحت، مطالعه و کلا شارژ کردن باتری‌هاش می‌گذرونه. عجب نکته‌ی جالبه. منم ۳ ساله که حسابی دارم به خودم فشار میارم. حس می‌کنم شاید لازم باشه یه مدت لش اسمی کنم تا حالم سر جاش بیاد. از طرفی هم من خیلی جوونتر از طالب ام. شاید برای یه جوون در این سن هر سه سال لازم نباشه. البته شاید هم بیشتر لازم باشه. یعنی جوون‌ها بیشتر یاد بگیرن بعد کار ک

ادامه مطلب  

۳+۱  

یه نکته‌ی جالبی که نیکلاس نسيم طالب تو کتاب معروفش، قوی سیاه، میگه اینه که بعد از هر سه سال کار، یک سال رو به استراحت، مطالعه و کلا شارژ کردن باتری‌هاش می‌گذرونه. عجب نکته‌ی جالبه. منم ۳ ساله که حسابی دارم به خودم فشار میارم. حس می‌کنم شاید لازم باشه یه مدت لش اسمی کنم تا حالم سر جاش بیاد. از طرفی هم من خیلی جوونتر از طالب ام. شاید برای یه جوون در این سن هر سه سال لازم نباشه. البته شاید هم بیشتر لازم باشه. یعنی جوون‌ها بیشتر یاد بگیرن بعد کار ک

ادامه مطلب  

تبریک سال تحویل 93  

با تو، همه‌ی رنگهای این سرزمین
مرا نوازش می‌کند
با تو، دریا با من مهربانی می‌کند
با تو، سپیده‌ی هر صبح بر گونه‌ام بوسه می‌زند
با تو، نسيم هر لحظه گیسوانم را
شانه می‌زند
با تو، من با بهار می‌رویم
با تو، من در عطر یاس‌ها پخش می‌شوم
با تو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را،
زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می‌نوشم...
برای پخمه عزیزم

ادامه مطلب  

مدیرعامل شرکت بازداشت و شرکت پلمپ گردید  

با عرض سلام و خسته نباشید
شرکت پاسارگاد خودرو نسيم در تاریخ ۴/۵/۱۳۹۵ پلمپ گردید و هنگام خروج یا فرار مدیر عامل این شرکت از کشور دستگیر شد و هم اکنون در بازداشت به سر میبرد ، در این اقدام همسر جناب ایل خانی که همان خانم یوسفی است نیز همراه ایشان بازداشت شدند ، در حال حاضر شرکت پلمپ گردیده است ، مال باختگان محترم جهت اعمال شکایت هرچه سریعتر به دادگاه مربوطه مراجعه و شکایت خود را ثبت کنند 
مدیرعامل شرکت محمدرضا ائیل خانی بازداشت شد

ادامه مطلب  

آی سهراب  

آی سهراب 
پشت دریا ها شهریست؟؟
که در ان پنجره ها رو به تجلی باشد؟؟
مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند که به یک شعله به یک خواب لطیف ؟؟
خاک موسیقی احساس تو را میشنود؟؟
دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است؟؟
پهلوانان بیشه عشق بیدارند؟؟
آه کاشان کاشان 
ساکن کاشانم 
روزگارم....بد نیست 
خرده نانی دارم 
بی هنر بی ذوقم...
دوستانی دارم...خوش تر از بوی نسيم...
مردم کاشان همه اهل ذوق و هنرند...
دست هر کودک ده ساله شهر 
کاغذ و خودکاریست..
اما..
کاشان 
همه نان ه

ادامه مطلب  

میوۀ ممنوعه  

 
گذشت بی تو زمان تاکنون ولی به چه سان ؟
بهای عشق تو سنگین و سخت بود و گران
ندارم هیچ تصور ز فصل سبز بهار
که چهار فصل حیاتم هماره بوده خزان
شنیده ای تو ز مردی که عشق او را کشت ؟
اگر نه ، دفتر شعر مرا بگیر و بخوان
قسم به مادر داغدیدۀ غم فرزند
که صبر در پس هجران نبوده است آسان
گذار عمر زداید غم دل از همه کس
غم فراق غم اعظمی است بی درمان
قرار رفته کی آید دوباره سوی دلم ؟
به این خرابه ی ویران کی آید آن سامان ؟
چه رفتنی ! که صدایم دگر به تو نرسد
تو ای نسيم ص

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام