تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


یه تفریح خوب

شیوای من سلام

ببخشید این روزا سرم شلوغ بوده و بیشترشو کنار تو بودم نشده که برات زود بنویسم و امروز دارم این کارو میکنم

 میخوام پنجشنبه ی یک هفته ی پیش رو بگم که رفتیم پارک ارم و سینما

روز جالبی بود چون باز هم چنتا اتفاق اول داشتیم

دید که همیشه بهت میگم از اتفاقای اول خوشم میاد و تو یادم کامل میمونه

باز هم میگم روز خوب  و دوست داشتنی بود

اول که رفتیم پیش پویا و با پویا رفتیم مجتمع کوروش

اگر اشتباه نگفته باشم اولین باری بود که تو یه مرکز خرید بزرگ دست تو دست هم داشتیم مغازه هارو میگشتیم

حس خاص و جالبی بود و دوسش داشتم

شاید بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی برام جذاب بود

حتی اولین باری بود که ناهارمون رو سه نفره با حضور یه شخص سومی میخوردیم

بعدشم که دیگه نگم برات

حس اولین تجربه ی سینما کنار تو

شیوا تو تاریکی سینما دوست داشتم پرده ی سینما رو بیخیال شم و فقط چشمای تورو نگاه کنم که با برق پرده ی سینما که به چشمات میخورد چقدر زیبا تر شده بود

وقتی دستمو گرفتی  و وای به وقتی که سرت رو گذاشتی رو شونه هام و مشغول دیدن فیلم شدی

 حسی که داشتم حس عالی بود شیوا

وقتی دستتو فشار میدادم و دستم رو فشار میدادی

وقتی لا به لای فیلم صورتتو نزدیکم میکردی و حس میکردم داری بو میکنی منو

خیلی قشنگه این حس و با هیچی عوضش نمیکنم

خب بعد از سینما هم که میخواستیم با پویا بریم سفره خونه که نشد بیاد

ولی خوبی که داشت تونستیم شال رنگی برات بگیریم که چقدر بهت میاد شیوا

خیلی خوشحال بودم وقتی شالت رو عوض کردی و اون سفید خوشگله رو سرت کردی واقعا لذت بخش بود واسم اخه نمیدونی چقدر جذاب و دلنشین تر شده بودی

و اما تصمیم جالبمون که بریم شهربازی

بعد 4 5 سال شهربازی رفتن اونم کنار تو !!!!!

خیلی واسم رویایی بود

وقتی تو سفینه زول زده بودم به چشماتو میگفتم شیوا چشماتو باز کن

که فقط میخواستم ببینمت

باورت میشه عکسامونو هرروز میبینم و جون میگیرم ؟

شیطنتام تو سورتمه که هی نگه میداشتی منو که تکونش ندم

و ای وای به رنجر که قبل از حرکتش استرس میدادم و نگران بودی

میدونی چی اون شب بیشتر از هر چیزی واسم لذت بخش بود ؟

اینکه تو اوج استرس رو صندلی رنجر یهو جدی شدم و گفتم شیوا نترس من کنارتم عزیزم و دستتو گرفتم

وای شیوا چهرت جلوی چشمامه

چشماتو بستی و یه لحظه اروم شدی

چقدر خوب بود چقدر حس ارامش داشتم وقتی حس کردم تونستم ارومت کنم

بالای رنجرم که هی اذیت میکردم

کم بود زمانش اما قشنگ بود و به من که خیلی خوش گذشت امیدوارم به تو هم خوش گذشته باشه

راستی کلاهی که خریدی خیلی قشنگ بود و استایل شیکی داشت

من که حال کردم باهاش

برگشت به خونه سخت بود چون یه روز کامل رو کنار هم بودیم و خوش گذروندیم و من تو اتوبان فقط دستتو گرفته بودم و نمیخواستم تموم بشه

اما در کل خیلی خوب بود و خیلی خوش گذشت

این جور روزای خوب رو همیشه دوست دارم اون هم کنار تو

شیوا خوشحالم که دارمت و تمام سعی رو میکنم که تو رو تو ارامش همه جوره نگهت دارم

 

مثل همیشه

 

"دوستت دارم شیوام"